زندگی نامه حضرت آیت الله رحیمی

دوستان بسياري اظهار علاقه نمودند كه امام جمعة خودشان را بهتر بشناسند وبازندگي سياسي وعلمي او بهتر آشنا شوند واز آنجا كه خودشان حاضر نيستند خود را معرفي كنند ،بخش فرهنگي ستاد نمازجمعه مباركه بر آن شد كه در حدتوان خود گوشه اي از زندگي سراسر افتخار حاج آقا رحيمي امام جمعه محترم را گرد آورده ودر اختيار علاقمندان قرار دهد واعتراف مي كنيم نتوانستيم حق مطلب را ادا كنيم . واز محضر ايشان كه نتوانستيم به طور شايسته چهره ايشان را كه چهره اي ماندگار است معرفي كنيم پوزش مي طلبيم .


 


بعد علمي

امام جمعه محترم حاج آقا رحيمي از دانشمندان فرهيخته مي باشد كه تا حد اجتهاد پيش رفته ونزد اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف اشرف وقم تحصيل نموده است . ايشان در چهارده سالگی وارد حوزه علمیه  نجف آباد شدند و پس از حدود سه سال به نجف اشرف هجرت نمودند ودر جوار  امير المؤمنين علي u در بين سالهاي 1343تا 1353 حدود ده سال در حوزه علميه نجف اشرف كه از بزرگترين وبا سابقه ترين حوزه هاي علميه ديني شيعه مي باشد ودانشجويان اين حوزه از ويژگي هاي مهمي برخوردارند حضور داشته است . سطح عالي را نزد شهيد آية اله مدني ومرحوم آية اله شيخ جواد تبريزي وبخش اندكي نزد آية اله مشكيني وآية اله راستي كاشاني ومرحوم آية اله معرفت و وحيد خراساني به پايان رسانيد .واز بيست سالگي به حوزه درس خارج مرحوم حضرت امام خميني (ره) شركت نمود وهمزمان از محضر استاد بزرگ حوزه نجف مرحوم آية اله العظمي سيد ابوالقاسم خوئي ومرحوم آية اله العظمي سيد محمود شاهرودي كه از اسطوانه هاي حوزه نجف بودند كسب فيض نمود.


پس از بازگشت به حوزه علميه قم از محضر اساتيد بزرگ قم مرحوم  آية العظمي سيد محمد رضا گلپايگاني ،مرحوم آية اله العظمي نجفي مرعشي ،مرحوم آية اله العظمي شيخ هاشم آملي ،آية اله العظمي مكارم شيرازي ،آية اله العظمي نوري همداني وبزرگان ديگر كسب فيض نمود .وبيش از 15 سال به درس خارج فقه واصول اشتغال داشته اند .غير از درس هاي فلسفه ،تفسير ،حديث ، اخلاق و....

حوزه تدريس

ايشان در هر دو حوزه نجف اشرف وقم همزمان با تحصيل به تدريس نيز پرداخت ودروس حوزه را براي شاگردان بسياري تدريس نمود ودروس منطق ،اصول ،فقه ،تفسير را بارها براي علاقمندان عرضه نمود ودر حوزه شهرستان ها نيز به تدريس تفسير واخلاق پرداخته اند .واز اين رهگذر شاگردان بسياري تربيت نمود كه بعضي از آنها امروز از خدمتگذاران نظام مي باشند.

ايشان به دليل بيان روان ودقت در مطالعه ودسته بندي ونظم در مطالب جلسه درس پررونقي داشت به گونه اي كه اگر طلبه اي يك جلسه به درس ايشان حاضر مي شد ديگر رها نمي كرد و روز بعد با افراد ديگر به كلاس درس ايشان حاضر مي شد .به ويژه در نجف اشرف كلاس درس بسيار گرمي داشتند وتا حوزه قم را ترك نكرده بودند نيز در تدريس موفق بودند .ولي متأسفانه در سالهاي اخير به دليل مشغله فراوان اجتماعي فرصت تدريس را ندارند به جز تدريس بعضي دروس در حوزه وتدريس در دانشگاه كه آن را نيز تعطيل كرده اند وبيشتر وقت معظم له در حال حاضر صرف سخنراني ها ، شركت در جلسات ،پاسخگوئي به مراجعين ،نيازمندان ، مسائل شرعي وتأليف مي گردد . در سال های اخیر بسیاری از اساتید حوزه از ایشان درخواست کردند درس خارج و یا حداقل سطوح عالی را برایشان تدریس کنند ولی به دلیل مشغله کاری نپذیرفتند

    بعد سياسي وانقلابي

معظم له از همان زمان نوجواني وآغاز انقلاب اسلامي يعني از سال1340 كه حدود چهارده سال داشت به طيف انقلابيون پيوست وبه دفاع از حضرت امام خميني (ره) واهداف ايشان وپخش اطلاعيه وتلاش در جهت معرفي قيام روحانيت اقدام نمود .ايشان سعي مي كرد از هر فرصتي بهره جسته ومردم را به سوي امام خميني (ره) دعوت كنند وصدها هزار نفر را مقلد ايشان نمود.

در توزيع وپخش رساله امام خميني(ره) وحتي بيان علني فتواي ايشان روي منابر ودرگير شدن با پاسگاه ونيروهاي اطلاعاتي نظام حاكم تلاش نمود .

بارها تحت تعقيب قرار گرفت كه پس از پائين آمدن از منبر توسط مردم مخفي وبه جاي نا معلوم برده مي شدند كه مأمورين دسترسي به ايشان نداشته باشند! بسياري از راهپيمايي هار ا سامان مي داد و در رساندن نامه ها ، نوارها و كتاب هاي امام خميني (ره )به دست جوانان وتكثير آن بارها با جان خود بازي كرد در تظاهرات ضد شاهي شركت وآنها را سامان دهي مي كرد .يك بار نيز در يكي از راهپيمايي ها توسط شهرباني قم دستگير وبه زندان شهرباني قم برده شد ومورد ضرب وشتم  قرار گرفت ودر اثر ضربه باطوم به سرشان هنوز از سردرد رنج  مي برند.

ايشان دفاع از انقلاب اسلامي را واجب مي داند لذا از تمام مزايا خود را محروم نموده وخود را وقف اين نهضت مقدس نموده است وهر كجا به وجود ايشان نياز بوده نه ، نگفته است امروز نيز در تحكيم مواضع رهبري حضرت آيةاله العظمي خامنه اي (دام ظله ) از هيچ كوششي دريغ نمي كنند.

مواضع سياسي

تمام مواضع ايشان در تمام تحولات فقط مواضع امام خميني (ره) ورهبري بوده است .

ايشان به دليل شناخت كامل از امام خميني (ره) وبه دليل اين كه سالها از نزديك شاگرد ايشان بوده تمام روحيات   امام خميني (ره) در وجود ايشان زنده است.

 وايشان به شدت علاقمند وشيفته امام خميني (ره )است .ودر هرفرصتي تلاش مي كنند اين ابر مرد را به جامعه وجوانان معرفي نمايند وسخنراني هاي فراوان در معرفي شخصيت امام بزرگوار داشته اند ونوار بعضي از آنها موجود است .

معتقد است همان گونه كه نبايد امام حسين u فراموش شود امام خميني (ره ) نيز نبايد فراموش شود .

 ايشان در زماني كه امام خميني (ره) ولايت فقيه را در نجف اشرف تدريس مي نمودند ،شاگرد امام بوده اند لذا به شدت از مباني ولايت فقيه دفاع مي كنند ودر همين زمينه كتابي به نام گفتگو تأليف نموده كه به صورت پرسش وپاسخ ، ولايت فقيه را اثبات نموده اند ودر تمام مجامع به صورت علمي از آن دفاع نموده وبه آن معتقد مي باشد وبه صورت مبنائي واجتهادي از آن دفاع وآن را اثبات نموده اند.

ايشان دفاع از انقلاب را فريضه مي داند ومانند امام خميني (ره) مي گويد : حفظ  جمهوري اسلامي از اوجب واجبات است .ايشان به دليل اين كه از اسناد زنده انقلاب اسلامي است وحلقه اتصال قبل از انقلاب وبعد از انقلاب ونسل قديم وجديد است ودوران ستم شاهي را با تمام وجود درك كرده وعمر خود را در راه جمهوري اسلامي نيزفدا نموده است سخت دفاع از انقلاب اسلامي را وظيفه خود مي داند !چنان كه حمايت از رهبر معظم انقلاب را نيز از واجبات  و وظائف ديني مي داند .لذا در تمام فرصت ها از مقام رهبري  وولايت دفاع نموده وبر مبناي مذكور ثابت مانده وبا تمام تحولاتي كه در كشور رخ داده چه پيش از امام خميني (ره) چه پس از ايشان ،هيچ گونه تغييري در مواضع ايشان پيدا نشد وهمان مواضع سال 1340را تا كنون حفظ نموده وبه آن معتقد است وبه نظام اسلامي وولايت فقيه عشق مي ورزد.فراز و نشیب های پس از امام (ره) و خیزش ها و ریزش ها نتوانسته در ایشان کوچکترین تأثیری بگذارد .

     

علاقه وعشق ايشان به امام خميني ر

ايشان در دوران جواني ونوجواني كه در نجف آباد اصفهان تحصيل مي نمود ومصادف گرديد با نهضت امام خميني(ره) وآغاز جرقه مخالفت ايشان با نظام حاكم به سختي شيفته امام خميني (ره) و مواضع ضد شاهي ايشان گرديد با اين كه امام خميني را هنوز نديده بود .اعلاميه هاي امام را به صورت دست نويس تكثير وشبانه به درب مساجد نصب مي نمود!

وقتي خبر دستگيري امام خميني (ره) را شنيد به شدت گريست واز آن لحظه در تمام جلسات وتحصنات شركت نمود .

با حضور در حوزه نجف اشرف كه مصادف بود با تبعيد امام خميني (ره) به تركيه ، انقلاب را به نجف برد وبا تبعيد امام خميني (ره ) به عراق در تمام مراسم استقبال ايشان به كربلا ونجف وتمام مجالس ايشان شركت نمود وبه شدت در معرفي ايشان به طلاب نجف اقدام نمود ومقيد بود به شركت در  تمام جلسات امام (ره)  چه در منزل چه در بيرون ، كه امام تنها نباشد .

 

وقتي امام خميني(ره) در اتاق خود در منزل اقامه نماز جماعت مي كرد كه شايد بيش از ده نفر نبودند مقيد بود جز اين ده نفر باشد ونماز را پشت سر امام(ره) بخواند وزماني كه امام (ره ) نماز مغرب وعشا را در مدرسه  آيةاله بروجردي مي خواند مقيد بود با ساير طلاب حتما به نماز ايشان برود و وقتي نماز ظهر وعصر را قرار شد به جاي علامه بحرالعلوم در مسجد شيخ انصاري بخواند نيز مقيد بود نماز را پشت سر امام(ره) بخواند.

 حتي زماني كه امام خميني (ره) به كربلا مشرف مي شدند در ايام زيارت هاي مخصوصه حاج آقا رحيمي تلاش    مي كرد آنجا نيز خود را به امام برساند البته در تمام اين مراحل چندان نمي خواست مطرح شود يا امام او را بشناسد يا به عنوان اطرافيان امام مطرح شود .نماز را مي خواند وجلسه را ترك مي كرد يا به صورت ناشناس در گوشه اي از مجلس مي نشست.

بارها به خاطر حضرت امام خميني (ره) با طلاب وغير طلاب بحث مي كرد ودفاع مي نمود ودرگير مي شد .

در سفرهايي كه ايشان به ايران داشت به حضور امام مي رسيد واگر نامه يا قبض يا پيام داشتند براي ايران از جمله براي برادران ايشان مرحوم حاج آقا پسنديده وبزرگان ديگر مي آورد در بازگشت نيز مسائلي را از ايران به امام خميني(ره) منتقل مي كرد.

وايشان اولين كسي بود كه اخبار ايران بعد از فوت فرزندشان حاج آقا مصطفي را از ايران به حضور ايشان رساند ودر حالي كه تنها به منزل شخصي امام(ره) رفت آن را به امام(ره) منتقل نمود كه: ايران به حركت در آمده ودر سوگ فرزند امام (ره ) چگونه خروشيده است .

مطرح نمودن امام خميني (ره)


در شرايطي كه ايشان پيش از انقلاب  جهت تبليغ به ايران مي آمدند تصميم گرفتند امام خميني (ره) را به عنوان مرجع اعلم مطرح كنند ولذا پس از فوت مرحوم آية اله العظمي سيد محسن حكيم تمام مردم را به رجوع وتقليد از امام دعوت كرد وروي منبربه صورت علني فتواي حضرت امام خميني (ره)رامي گفت.ونوارها واعلاميه هاي ايشان را با همه خطرهایی که داشت بين مردم توزيع مي نمود وحتي در شرايط بعد از پيروزي انقلاب نيز در مطرح كردن رهبري امام (ره) وجديت در پشتيباني از ايشان را وظيفه شرعي خود مي دانست .مواضع امام را چه در مجلس شوراي اسلامي ، چه در جامعه وچه در شرايط مسئوليت امامت جمعه تأئيد وبه شدت از آنها دفاع مي نمود .

در جنگ تحميلي

وقتي جنگ آغاز گرديد نامبرده ضمن ديدن دوره آموزش نظامي درس وبحث را رها وبه جبهه ها روانه شد وپس از منصوب شدن به امامت جمعه شهرستان برازجان (دشتستان بوشهر ) تمام وقت ايشان صرف جبهه وجنگ مي شد .شب و روز تلاش مي كرد ، در پايگاه بسيج حضور مي يافت وبچه ها را تشويق به جبهه وتغذيه فكري مي نمود .

 در پادگان هاي آموزشي بسيج حضور مي يافت وضمن سخنراني واقامه نماز جماعت آنها را تشويق بر دفاع از كشور مي نمود .

هر روز صبح در مراسم صبحگاهي در دبيرستان ها حضور مي يافت وبا سخنراني هاي انقلابي وپرشور خود ضمن معرفي انقلاب وشرايط كشور وشناخت دشمن وبيان اهداف دشمنان از جنگ تحميلي وايجاد نفرت از آمريكا وشوروي در دل فرزندان انقلاب آنها را به دفاع از كشور وانقلاب دعوت مي كرد ، وپس از يك سخنراني در يك دبيرستان بيش از صدنفر هجوم مي بردند به بسيج جهت ثبت نام به جبهه .


هرچند بار خود را به جبهه ها مي رساند وضمن ديدار با نيروهاي اعزامي وانجام سخنراني واقامه نماز وحضور در سنگرهاي خط مقدم وتقويت روحيه بسيجيان مجددا به شهر بازمي گشت وجالب است بدانيد حتي يك برگ پرونده در جهت حضور در جبهه براي خود در اين زمينه ندارد!

 در طرح هاي مانورهاي سپاه وارتش شركت مي نمودند وبا لباس رزم در ميان آنان سخنراني مي كرد .

هركجامي دانست كه با حضور وسخنراني مي تواند دو نفر را هدايت كند خود را به آنجا مي رساند وشب و روز وخستگي وبي خوابي براي او مطرح نبود.

 در تمام تشيع جنازه هاي شهدا شركت مي نمود .نماز آنها را مي خواند با يك سخنراني غرّا تشيع كنندگان را به ادامه راه شهدا دعوت مي نمود.

در مجالس ختم شهدا شركت مي نمود وگاهي به خانه شهدا مي رفت وبا پدر ، مادر ،همسر وخانواده شهيد گفتگو مي كرد وبه آنها تسلي ودلداري مي داد تا مبادا دلسرد شوند وشهادت شهيد بر روي آنها تأثير منفي بگذارد .

 در تقويت پشت جبهه به مسائل مادي نيز توجه داشت ودر جمع آوري كمك هاي مردمي چه نقدي وچه جنسي با جديت تمام اقدام مي نمود .وبارها در خريد آمبولانس وماشين مورد نياز جبهه ها اقدام نمود، وده ها كاروان از كمك هاي مردمي را راهي جبهه ها نمود ومبالغ بسياري نقدي وطلاجات رابه مركز ومسئولين از جمله مقام معظم رهبري كه آن روزها رئيس جمهور بودند تحويل دادند كه اخبار بعضي از آنها نيز در روزنامه ها از جمله روزنامه جمهوري اسلامي منتشر شد كه در آرشيو روزنامه هاموجود است.


 بسياري از كمك ها توسط ايشان تحويل ستاد مدرسه فيضيه ومنازل مراجع مطرح در آن روز مي شد .

سابقه كاري

با اين كه حاج آقا رحيمي از بهره علمي برخوردار واز شاگردان در حد اجتهاد حوزه قم به شمارمي رفت وحوزه درس ايشان از رونق خاصي برخوردار بود ومي توانست با ماندن در قم از زمره اساتيد بزرگ حوزه در آيدولي به مجرد احساس وظيفه به حفظ انقلاب قيام نمود واحساس كرد همان گونه كه در پيروزي انقلاب سهيم بوده و وظيفه داشت اكنون حفظ انقلاب نيز نياز به فداكاري دارد لذا راحتي در قم ماندن وشيريني درس وبحث را رها وبر آوارگي وهجرت در نقاط مختلف كشور تن داد .

لحظه اي كه احساس كرد نوع نظام قرار است به رأي گذاشته شود با امر بعضي از بزرگان انقلاب به ناحيه كرمان رفت وپس از يك ماه در تمام روستاها حضور يافت ومردم را با نظام اسلامي آشنا نمود كه هنگام رأي دادن، به نظام اسلامي رأي دهند وحتي نوع برگه ورنگ آن را به مردم معرفي می نمود وپس از رأي گيري و همه پرسي به قم برگشت!

 وهنگامي كه براي قانون اساسي قرار بود رفراندم شود ودر مناطق سني نشين در اصل رسمي بودن مذهب جعفري، بگو مگو بود باحكم مأموريت شوراي انقلاب وامضا آية اله مومن به سيستان وبلوچستان ومنطقه خاش وسراوان در معيت برادرانشان مرحوم حاج شيخ غلامحسين رحيمي ومرحوم آقاي عبائي ،هجرت ومدتي درآنجا به آشنايي مردم سني مذهب با اصل انقلاب وقانون اساسي پرداخت كه خاطرات بسياري از آن منطقه دارد كه پس از بازگشت ،يك گزارش كامل، همراه با پيشنهادات به شوراي انقلاب وآية اله شهيد صدوقي (ره) كه در آن منطقه نفوذ داشت تحويل داد .


 ايشان به دليل لياقت وتجربه اي كه داشت هيچ گاه او را راحت نگذاشتندودائم به وي پيشنهاد مسئوليت اجرائي مي دادند واز يك سو اصرار بود كه وارد آموزش وپرورش شود وبه عنوان دبير مشغول شود واز سوي ديگر قوه قضائيه نيز دنبال اين بود كه ايشان به عنوان قاضي وارد دستگاه قضائي شود وكارت هر دو سمت نيز براي ايشان صادر گرديد ولي خودشان قبول نكردند .وبه ناچار امامت جمعه يكي از مناطق كشور را پذيرفت كه قبلا تبعيدگاه انقلابيون بود يعني شهرستان برازجان بوشهر با بیش از سیصد هزار جمعيت از سوي امام خميني (ره) به عنوان امام جمعه منصوب شد كه تنها وبدون حضور زن وبچه . چه سختي ها كه كشيد وچه مصائب كه تحمل كرد در گرماي 50درجه ماه رمضان وقطع برق ونياز به كاروتلاش و دوران جنگ تحميلي، دوران سختي را پشت سرگذاشت كه سر انجام با اصرار مردم به نمايندگي آن مردم به مجلس دوم راه يافت ودر تمام مدت چهار سال تلاش كرد با سختي ها بسازد وهمواره يك پاي او در مجلس وپاي ديگر در جبهه و میان مردم حوزه انتخابیه بود که آنان را در صحنه نگهدارد . به قدری مردم آن دیار به ایشان علاقه داشتند که وقتی یک بار به دلیل برخورد با بعضی مسئولین غیر ارزشی شهر را ترک کرد و با اصرار مردم و پس از جلسه در دفتر امام (ره) با حضور بعضی مسئولین  کشور قرار شد دوباره به شهر برگردد .از بیست کیلومتری چنان استقبالی شد که بسیار کم نظیر بود و استقبال از امام (ره) را تداعی می نمود.


ودر همين ايام بود كه برادر عزيز خود را كه امام جمعه ونماينده مردم ماهشهر در مجلس بود در راه مأموريت به جبهه هاي جنوب از دست داد ونيز خواهرشان در عراق وبه دست صداميان ودر زندان به شهادت رسيد ودر كمتر از يك سال داغ خواهر وبرادر شهيدش بردل ايشان نشست.(لازم به يادآوري است كه ايشان هيچ تمايلي به ورود به مجلس را نداشت وبا اصرار وحتي گريه وتظاهرات مردم مجبور شد فقط ثبت نام كند ولي هيچ قدمي براي رأي آوردن وتبليغات برنداشت وحتي يك ريال هم خرج نكرد وپس از ثبت نام شهر را ترك كرد ولي در اولين مرحله وبا رأي قاطع مردم انتخاب گرديد) از آنجا كه در مجلس خوب نمي شد كار كرد وخوشش نمي آمد با مجلس خداحافظي كرد وبيش از يك دوره نپذيرفت وديگر توجه به اصرار مردم وحتي اشك جوانان كه اصرار داشتند تا بار ديگر قبول كنند ، نكرد،چون هدف ایشان در هر حال خدمت بود ،احساس می کرد در مجلس نمی تواند زیاد خدمت کند به ویژه وقتی جنگ به اوج فرسایشی بودن و مشکلات رسیده بود واحساس می کرد کس دیگیر که بتواند برای جنگ فکری کند به مجلس بیاید .لذا فرمانده سپاه همان شهررا ،خودش کاندید کردو اتفاقا انتخاب شد هرچند پس از مجلس دوم و اول مجلس سوم قطعنامه پذیرفته شد و جنگ تمام شد ولی به هر ال تصور ایشان این بود که بیرون از مجلس بیشتر می تواند خدمت کند از این رو حتی خود را هنگام ثبت نام مخفی کرد که مردم او را پیدا نکنند و مجبورش نکنند که ثبت نام کند !

لذا پس از اتمام عمر مجلس ایشان سمتی را انتخاب نکرد با این که بسیاری از پست ها را در تهران و شهرستان ها پیشنهاد کردند قبول نکرد تا بالاخره او را مجبور کردند امامت جمعه شهرستان استهبان فارس را قبول کند،لذا مجددا به امامت جمعه شهرستان استهبان فارس منصوب شدوحدود هشت سال در آن شهرستان در خدمت مردم بود كه به دليل مشكلات رفت وآمد وعلي رغم ميل مردم حق شناس شهر را ترك نمود وآن مردم هنوز دنبال هستند ايشان را برگردانند و اكنون نيز در شهرستان مباركه انجام وظيفه مي كند .    

آثار وبركات

نامبرده هركجا حضور داشته اند به قدري منشأ بركات وآثار بوده اند وچنان با مردم صميمي شده اند وچنان دلسوزانه براي مردم وجوانان ومشكلات آنان تلاش نموده اند واز زندگي وسلامتي خود مايه گذاشته اند كه هيچ گاه از ذهن مردم بيرون نمي رود و پس از سالها که ميان ايشان ومردم جنوب فاصله افتاده هنوز آنان رابطه خود را با ايشان قطع نكرده اند وچه حضوري وچه تلفني اظهار علاقه مي كنند وهنوز تشنه قدوم ايشان ومنتظر بازگشت او به منطقه اند! مردم استهبان كه حدود هشت سال از بركات وجود نامبرده بهره مند شده اند هنوز با چشم پر از اشك خود خواستار بازگشت ايشان به آن ديارند وملتمسانه درخواست بازگشت دارند واز سوز دل در حق ايشان دعا مي كنند واز محروم شدن از وجود معظم له تأسف مي خورند .

ايشان هركجا بوده اند در حل مشكلات مردم تلاش كرده اند وبيشتر از يك فرماندار يا شهردار كه همه امكانات دستشان است به درد مردم مي رسند وغير از حل مشكلات فرهنگي وديني به مشكلات ومسائل مادي آنان نيز پرداخته اند .رسيدگي به امور نيازمندان ،تأسيس قرض الحسنه وبنيادهاي خيريه وتقويت آنان تا همكاري با كميته امداد وبهزيستي در حل نارسائي ها وانجام خدمت بيشتر ،رسيدگي به امر ازدواج جوانان ومسكن بي خانمان ها ،تأسيس مراكز فرهنگي كه تأسيس دو حوزه خواهران وبرادران ،تأسيس مجتمع فرهنگي الزهرا (س) تأسيس وراه اندازي دعاي ندبه ،دعاي كميل ،جلسات براي خانم ها ،جلسات ماه محرم وصفر و...در مباركه نمونه اي از آنها است البته خون دل خوردن از دست بعضي ها وعدم همكاري وكارشكني بعضي ها نيز مورد گلايه ايشان است .بازسازي مسجد جامع استهبان ،احداث ساختمان مهديه ، احداث مصلي شهرستان برازجان ،تأسيس قرض الحسنه آن شهر و...نيز از جمله اقدامات ايشان است ومهم ترين كار ايشان كار فرهنگي ،سخنراني ، آگاهي دادن ونشر معارف اسلامي است .مبارزه جدي با مفاسد ،نصيحت مسئولين ،نظارت روي دستگاهها ، امر به معروف ونهي از منكر ، كار روي نسل جوان به مصداق يُعلمهم الْكِتاب وَالحِكمَه وَيُزَكّيهم به شيوه رهبري ،به هدايت جامعه پرداخته اند

     

سوز دين  

ايشان به مصداق حريص عليكم از سوز دين برخوردار است ودر مسائل اسلامي وامر به معروف ونهي از منكر حساسيت عجيبي دارد در سخنانشان جدي هستند وحرف لازم را مي زنند چندان مقيد به اين كه چه كسي خوشش مي آيد يا بدش مي آيد نيستند .اهل معامله وسازش نيستند واگر نزديك ترين افراد خودشان خطائي كنند با او با تندي برخورد مي كنند!

 چنان كه روي انقلاب نيز به دليل اين كه خود از صاحبان انقلابند حساسند وكار براي انقلاب را واجب مي دانند ومعتقدند حفظ انقلاب از مهم ترين امورات است كه بايد براي آن فدا شد وكار كرد .

براي همين هم، خودشان قم وتدريس ومرجع شدن و رساله نوشتن را رها نموده ودر شهرهاي مختلف به انجام وظيفه مشغولند ومي گويند :من فقط براي نياز اسلام وانقلاب و انجام وظيفه در شهرهاي ديگر مي مانم وگرنه من در قم راحت ترم واگر روزي احساس كنم ديگر تكليف ندارم وبه من بگويند: تو ديگر مسئول نيستي خداي را شكر مي كنم وبه قم برمي گردم! وجود روحيه درد دين داشتن در ايشان باعث شده خيلي به خود فشار مي آورند وبه اصطلاح حرص مي خورند وناله مي كنند وفرياد مي زنند واز ناهنجاري ها رنج مي برند ونمي توانند سكوت كنند واين روحيه سبب رنجش بعضي سازشكاران وبي تفاوت ها مي شود كه در صدد كارشكني بر مي آيند .


ایشان میدان به آدم های متملق و سودجو که می خواهند از مسئولین منصبی و دنیایی برای خود دست و پا کنند نمی دهند ،لذا دنیا طلبان یا ریاست طلبان ،فتنه گران از دست ایشان ناراحتند واگر بتوانند در جهت تخریب ایشان کارشکنی کنند ،دریغ نمی کنند .

صبر وتحمل سختي ها

با تمام مشكلاتي كه در جامعه وجود دارد به روح وجسم ايشان فشار شديد مي آيد ولي تحمل صبر بر مشكلات را دارند چون كارشان براي تكليف است ونه مسائل مادي ، معمولا در سخت ترين جاها مشغول به كار بوده اند مانند: سيستان وبلوچستان دشتستان بوشهر وبالاخره شرايط سخت روحي مباركه .فشار روحي وكارشكني وسنگ اندازي اندازي از سوي افراد خاص كم نيست چه با شايعه چه با شبنامه چه با برخوردهاي ديگر وحتي تهديد ولي ايشان با همت بلند وبي اعتنا به همه مشكلات به انجام وظيفه مشغولند حتي شنيده ايم كه به ناراحتي قلبي گرفتار شدند به فشار خون وديابت كه منشأ همه آنها فشارهاي روحي واسترس است مبتلا شده اند ولي كارها را پيش مي برند .با سخت ترين شرايط  ساخته اند وهيچ كدام از مشكلات نتوانست ايشان را از انجام وظيفه منصرف نمايد .


گريز از مطرح شدن

يكي از خصوصيات ايشان اين است كه چندان مايل نيستند مطرح شوند،كمتر از كارهاي خودشان آمار مي دهند ،يا عكس وفيلم تهيه مي كنند ، واجازه نمي دهند كسي از ايشان تعريف كنند حتي يك روز جمعه فردي مقاله كوتاهي نوشته بود كه در نماز جمعه بخواند وكمي از ايشان وكارهاي ايشان تعريف كرده بود شخصا اجازه خواندن آن را ندادند .زيرا هرچه در نماز جمعه بخواهند خوانده شود شخصا كنترل مي كنند . واجازه خواندن هر چيزي را هرچند تعريف از خودشان باشد نمي دهند .مگر موارد ضروري كه نتوانند جلوگيري كنند.

وبراي همين هم با سابقه درخشاني كه دارند نسبتا گمنام هستند وحتي خواص ،ايشان را خوب  نمي شناسند .

كنترل اطرافيان

ايشان سخت روي اطرافيان خود نظارت مي كنند البته به يك معنا اطرافيان ندارند ولي كساني كه با ايشان همكاري مي كنند مانند ستاد نماز جمعه ،هيئت امنا ، راننده يا دوستان ديگر .ايشان خيلي مواظب هستند كه افراد مسئله دار سراغ ايشان نيايند واگر كسي بخواهد سوء استفاده كند زود او را طرد مي كنند ونمي گذارند كسي با نام ايشان كاري انجام دهد حتي به راننده خود توصيه مي كنند كه اگر رفتي چيزي بخري نگو براي فلاني است ،يا مشكلي پيش آمد نگو :من راننده فلاني هستم و...چون براي حفظ قداست روحانيت ومقام وشأن امامت جمعه بيش از حد قاطع هستند وراضي نمي شوند كسي به اين مقام بدبين شود، لذا بسياري از محروميت ها را تحمل مي كنند كه اين مقام وشأن آن حفظ شود براي همين حتي الامكان منزل اشخاص نمي روند (مگرخانواده شهيد ومانند آن باشند كه به انقلاب مربوط شود .)

 


چنان كه هديه وسوغات از كسي قبول نمي كنند وبراي همين زياد خودماني نمي شوند .شوخي نمي كنند و وقار وسنگيني خود را حفظ مي كنند كه مبادا افرادي سوء استفاده كنند ، وبراي مسائل شخصي خودشان يك كلمه از اداره اي يا رئيسي درخواست نمي كنند وبا اين كه براي هزاران نفر واسطه شده اند كار درست شود ومشكل حل شود ولي براي خانواده وخودشان وفرزندانشان حتي يك خط براي كسي ننوشته وسفارش نكرده اند وهمه را به يك چشم ديده ومي بينند، وسعي ايشان اين است كه جلو هر گونه سوء استفاده ولو جزئي

 

 وايجاد بدبيني وبهانه دست بيگانه دادن را بگيرند وبراي حفظ اين كار سختي هاي بسيار زيادي را هم خودشان وهم خانواده شان تحمل كرده اند كه بيان بعضي از آنها شايد ميسور نباشد .

 

آقاي رضواني فرماندار سابق مباركه در جلسه توديع ومعارفه گفت :حاج آقا رحيمي امام جمعه محترم در اين مدت حتي يك درخواست شخصي هم از ما نداشته است .ايشان زماني كه نماينده بودند از هيچ مزايايي استفاده نكردند با اين كه دسترسي به تمام وزرا داشته اند وخيلي چيزها مي توانستند بگيرند ولي چنان زندگي مي كردند كه اگر كسي او را نمي شناخت باورنمي كرد كه او يك نماينده مجلس است ! منزل مسكوني ايشان در تهران به همه چيز شبيه بود مگر به منزل يك نماينده مجلس

 

v     دفاع وحمایت از رهبری

 ولایتمداری ایشان کم نظیر است چه در حیات ورهبری امام (ره) و چه پس از امام (ره) ورهبری حضرت آیه الله العظمی خامنه ای دام ظله ،نامه که به رهبری می نویسند :روحی فداه ،جانم به قربانش .

 

ایشان به صورت اجتهادی به ولایت فقیه معتقدند و آن را باور دارند ،ایمان دارند به آن ! بارها در نماز جمعه بحث ولایت فقیه را مستدل و کافی در طول ماه ها بیان کرده اند . در مجالس مختلف برای جوانان آن را توضیح داده اند بارها به مناسبت سالگرد امام و آغاز رهبری رهبر عزیز در مورد شأن و لیاقت و عظمت رهبری صحبت کرده اند و سخنان امام (ره) را که درباره مقام معظم رهبری فرموده اند از جمله (شما خورشیدی هستید که در میان دوستان می درخشید ) را برای مردم بیان کرده اند .

 

هرکجا زمینه ای بوده یا مناسبتی بوده ،در این میدان خوب وارد شده و معتقد است تمام مشروعیت نظام توسط ولایت فقیه است ،ایشان گفته اند : خداوند و دست غیبی امام عصر u خبرگان را هدایت کرد که ایشان را به رهبری انتخاب کنند.

 

ایشان چون خودشان در درس ولایت فقیه امام (ره) در نجف اشرف شرکت داشتند تمام مبانی ولایت فقیه را اجتهاد پذیرفته اند و اطاعت از او را اطاعت از امام عصر (عج) و تخلف را تخلف از آن حضرت می دانند !

 

ایشان در همین زمینه کتابی برای جوانان به صورت پرسش و پاسخ نوشته اند که سه موضوع مهم؛ولایت فقیه ،ازادی و دین و سیاست را بیان کرده اند که چاپ جدید آن به نام :جوان «دین ،سیاست ،ولایت فقیه » چاپ شده است .

 

ایشان محکم معتقد است که بقاء اسلامی همچون پیروزیش مرهون حضور و وجود ولی فقیه است .لذا تقویت او را واجب و تضعیف او را حرام می دانند .

 


ایشان در تمام موضوعات پیرو ولی فقیه اند و معتقد است امام جمعه مجری افکارو فرامین رهبری است ،لذا تمام مواضع ایشان از مواضع رهبری است حتی در تقویت مسئولان و نقد منصفانه و دوری از تضعیف و نقد خصمانه !

خطبه ها

 

همة مردم شهرهایي كه ايشان امامت جمعه را عهده دار بودند با بيان وخطبه هاي ايشان آشنا هستند وبارها گفته اند بايد اين خطبه ها در تهران ايراد مي شد وچرا از راديو پخش نمي شود؟ و...خطبه ها بسيار پر محتوا ، متناسب با زمان ونياز ها وتحليل هاي بسيار عالي كه شنونده كاملا با مسائل جديد آشنا مي شوند ضمن اين كه مطالب دسته بندي وحساب شده وبا بيان شيوا وزبان خودماني مطرح مي شود وهرگز بدون مطالعه خطبه نمي خوانند بيشتر سخنراني هاي ايشان نيز به همين شكل رهبري گونه است .ولذا معمولا در مراكز مهم براي سخنراني از ايشان دعوت مي شود واز آنجا كه در سخنراني هاي خود بيشتر از ثقلين (كتاب وحديث)  استفاده مي كنند اثرگذاري آن بيشتر است وهمواره اصرار دارند فرهنگ اهل بيتu  مطرح شود وبه عنوان يكي از ائمه جمعه موفق در كنگره سراسري معرفي شدند واز موفقيت وتجربه وكار ايشان تجليل شد .

 

از ویژگی های ایشان اهمیت دادن به نماز جمعه است لذا گاهی در تمام سال حتی یک بار هم نماز جمعه تعطیل نمی شود و بسیاری اوقات اصلا امام جمعه موقت ندارند زیرا نیاز ندارند مگر موارد اضطراری ،کمتر مسافرت می روند و بیشتر به کار مردم و وظیفه ارشادی خود می پردازند .

 

مردمی بودن ایشان که خود داستانی است مفصل ، ایشان از نظر تشریفات بیزارند ،درب منزل را خودشان روی افراد باز می کنند ،تلفن را خودشان جواب می دهند (منشی ندارند مگر جاهایی که نیاز باشد)در جمعه که نماز می خوانند گاهی آن قدر دور ایشان را می گیرند که آرین نفری اسست که از مسجد بیرون می رود .

<span style="font-size: medium; font-family: tah

ادامه مطلب